اگر اضطراب در مغز پدیدار می‌شود، چرا قلبمان محکم می‌تپد؟ + جدید

0 70

اگر اضطراب در مغز پدیدار می‌شود، چرا قلبمان محکم می‌تپد؟ + جدید

حتما تاکنون اصطلاحاتی مانند قلبم آمد توی دهانم (از ترس و اضطراب) یا پروانه در شکمم دارم (دلشوره داشتن) را شنیده‌اید. مردم برای توصیف ترس و اضطراب خود از این‌چنین عبارت‌هایی استفاده می‌کنند.

بسیاری از فرهنگ‌ها ترس و شجاعت را بیشتر با قلب یا دل ارتباط می‌دهند تا مغز. اما علم مغز را به‌عنوان خاستگاه و محل پردازش ترس و اضطراب می‌داند. پس چرا و چگونه این عواطف را در سایر بخش‌های بدن خود احساس می‌کنید؟

آرش جوانبخت، دانشیار روانپزشکی در دانشگاه ایالتی وین آمریکا در کتابی با عنوان «Afraid» توضیح می‌دهد که ترس در مغز و بدن چگونه عمل می‌کند و اضطراب شدید چه تاثیری روی بدن دارد. دکتر جوانبخت در مطلب حاضر که در وب‌سایت کانورسیشن منتشر شده است، به موضوع ترس و تأثیر آن بر بدن و نقش مغز می‌پردازد.

ترس و مغز

درحالی‌که مغز شما تکامل پیدا کرده است تا شما را از سقوط سنگ یا شکارچی پرسرعت نجات دهد، اضطراب‌های زندگی مدرن اغلب بسیار انتزاعی‌تر هستند. پنجاه هزار سال پیش، طرد شدن ازسوی قبیله می‌توانست حکم مرگ را داشته باشد، اما نداشتن سخنرانی عالی در محل تحصیل یا محل کار همان پیامدها را ندارد. با‌این‌حال مغز ممکن است این تفاوت را متوجه نشود.

چند ناحیه کلیدی در مغز وجود دارد که به شدت در پردازش ترس نقش دارند. وقتی چیزی را خطرناک درک می‌کنید، خواه تفنگی باشد که به سمت شما نشانه رفته است یا گروهی از مردم که با ناراحتی به شما نگاه می‌کنند، این ورودی‌های حسی ابتدا به آمیگدال منتقل می‌شوند.

آمیگدال که ناحیه‌ی کوچک و بادامی‌شکلی است که در نزدیکی گوش شما قرار دارد، حالت عاطفی موقعیت و نحوه واکنش به آن را تشخیص می‌دهد.

وقتی چیزی را می‌بینید، آمیگدال تعیین می‌کند که آیا باید آن را بخورید، به آن حمله کنید یا از آن فرار کنید. تشخیص تهدید بخش حیاتی این فرآیند است و باید سریع باشد. وقتی شیری به سمت انسان‌های اولیه می‌دوید، آن‌ها زمان زیادی برای فکر کردن نداشتند و باید سریع عمل می‌کردند.

آمیگدال برای دور زدن نواحی مغزی تکامل پیدا کرده است که در تفکر منطقی نقش دارند و می‌تواند به‌طور مستقیم پاسخ‌های فیزیکی را برانگیزد. به‌عنوان مثال، دیدن چهره‌ای خشمگین روی صفحه کامپیوتر می‌تواند بلافاصله موجب واکنش آمیگدال شود؛ بدون اینکه بیننده حتی از این واکنش آگاه باشد.

هیپوکامپ نزدیک آمیگدال قرار دارد و اتصال محکمی با آن دارد. هیپوکامپ در به خاطر سپردن موارد ایمن و موارد خطرناک خصوصاً در واکنش به محیط نقش دارد. برای مثال، دیدن شیری خشمگین در باغ وحش و دشت هر دو موجب واکنش ترس در آمیگدال می‌شود. اما وقتی در باغ وحش هستید، هیپوکامپ وارد عمل می‌شود و پاسخ را مهار می‌کند، زیرا درمعرض خطر قرار ندارید.

قشر پیش‌پیشانی که بالای چشمان شما قرار دارد، بیشتر در جنبه‌های شناختی و اجتماعی پردازش ترس نقش دارد. به‌عنوان مثال، ممکن است از یک مار بترسید، تا اینکه که علامتی مبنی‌بر غیرسمی بودن مار ببینید یا صاحب مار به شما بگوید که حیوان خانگی آن‌ها است و خطرناک نیست.

اگرچه قشر پیش‌پیشانی معمولاً به‌عنوان بخشی از مغز درنظر گرفته می‌شود که عواطف را تنظیم می‌کند، می‌تواند براساس محیط اجتماعی شما ترس را نیز به شما آموزش بدهد. برای مثال، ممکن است هنگام ملاقات با رئیس خود احساس خاصی نداشته باشید، اما به محض اینکه یکی از همکاران شما درمورد شایعه اخراج حرف می‌زند، احساس نگرانی کنید.

ترس و قسمت‌های دیگر بدن

اگر مغز به این نتیجه برسد که پاسخ ترس در موقعیت خاصی موجه است، آبشاری از مسیرهای عصبی و هورمونی را فعال می‌کند تا شما را برای اقدام فوری آماده کند. برخی از واکنش‌های جنگ یا گریز مانند افزایش توجه و تشخیص تهدید در مغز اتفاق می‌افتد، اما بدن جایی است که بیشتر اعمال در آن اتفاق می‌افتد.



Source link

Leave A Reply

Your email address will not be published.